أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
179
تجارب الأمم ( فارسى )
[ رزمندگان و آبادگران برابرند ] « بخششها و نواختهاى ايزد را از آن روز كه مرا به آفريدن بنواخت پيوسته سپاس گويم كه سپاس و نوازش دو تاچهء بار ، يا دو پلّه ترازو باشند كه هر كدام بچربد در آن دگر بيفزايند تا همسنگ يك ديگر شوند و هر گاه نوازش سنگين و سپاس سبك باشد ، بار فرو افتد و پشت باربر آسيب بيند و اگر برابر باشند ، باربر همچنان برود . فزونى نواخت را فزونى سپاس بايد و سپاس بسيار نوازش بسيار آرد . آن گاه ، چون سپاس را برخى به گفتار و برخى به كردار ديدم ، نگريستم تا خداوند چه كارى دوستتر مىدارد . ديدم همان است كه آسمانها و زمين را بدان برافراشته و كوهها را بدان استوار داشته و رودها را بدان روان ساخته و آفريدگان را بدان بيافريده است ، و آن چيزى جز راستى و داد نباشد . پس بدان چنگ زدم . ميوهء راستى و داد را نيز چيزى جز آبادانى شهرها نديدم كه روزى مردم و چارپايان و پرندگان و همهء جانوران زمين بدان بسته است . [ 109 ] چون نيك بينديشيدم دريافتم كه رزمندگان مزدور آبادگران ، و آبادگران مزدور رزمندگاناند . چه رزمندگان مزد خويش از باج گزاران و مردم شهرها گيرند ، از آن روى كه دشمن از ايشان برانند و در پشتيبانيشان بكوشند . پس بر آبادگران است كه مزدشان را درست و بهنگام دهند . چه ، آبادانىشان جز به اينان انجام نگيرد . كه اگر در اين كار سستى ورزند ناتوانشان كنند و دشمنشان نيرومند گردد . پس درست آن ديدم كه باج گزاران را از كار خويش بيش از آن چه زندگى بدان بر پاى دارند و به آبادانى شهرهاشان پردازند نباشد . نيز روا ندانستم كه به سود كشور و پاسداران كشور ، دست آبادگران را تهى سازم و درماندهشان كنم ، كه اگر چنين كنم به سپاهيان و باجگزاران يك جا ستم كردهام . چه ، اگر آبادگران باج گزار تباه شوند ، آبادى نماند و آبادى جز به كشور و مردم نباشد . اگر باج گزاران را مايهء زندگى و آبادانى نماند جنگجويان كه نيرو از آبادانى و آبادگران دارند نابود گردند كه كشور جز از فزونى داشتهء باج گزاران آباد نگردد . پس نيكى كردن به جنگاوران و نواختنشان در آن است كه بر باجگزاران سخت نگيرم . مرز و بومشان آباد كنم و براى زندگىشان چيزى بر جاى نهم . آبادگران بازوى رزمندگان و رزمندگان بازوى آبادگران باشند . در اين باره با همه توش و توان خويش بينديشيدم و بسنجيدم . درست نديدم كه اينان را بر